زمان ثبت : 31 خرداد 1396 در ساعت 13:42
نویسنده : خـــانــــومـــــیان
عنوان :

خسته کوفته

از ساعت 9.30 تا12 تمرین کردم. می تونستم تا 12.30 ادامه بدم اما دیگه واقعا نمی دونستم چیو باید تمرین کنم. همشونو تمرین کردم هزار بار.
ساعت8.50 بیدار شدم و باز هم بیدار شدن برام خیلی سخت بود. خیلی خیلی خیلی سخت. ولی به هر حال بیدار شدم و صورتمو شستم و صبحونه ی کوچولو  خوردم. و با خواب آلودگی فراوااااان تمرین کردم.
الان با مامان نشستیم کلی صحبت کردیم و بهش گفتم فلانی همیشه بخواد برات یه چیز تعریف کن فقط جنبه های مثبتش رو میگه و تو فکر می کنی واقعا همه چیش خوبه. اما خودت همیشه جنبه های منفی قضیه رو می بینی. همونا رو هم میگی.
خیلی خوبه که آدم به چیزای مثبت فکر کنه. تو هر قضیه ای یه نکته ی مثبت هست. اگه نمی بینیدش مشکل خودتونه!
یه جا یه نویسنده ای می گفت شما باید خودت جوری بنویسی که خواننده حالتت رو درک کنه. نه اینکه استیکر بذاری :))) من اینجوری فکر نمی کنم. اگه بلاگ اسکای استیکرای گوشیمو قبول می کرد و بازی در نمیاورد به استیکر گذاشتن ادامه می دادم :دی
خب من برم مسواک و بقیه کارا.
امشب یه نکته ی کوچولو  درمورد مسواک می گم( یه چیزی که تو سایتای خارجکی خوندم:دی) اما فکر نکنم نخ دندون کشیدن رو توضیح بدم چون امشب خیلی خسته می باشم.