باورم نمی شه این هفته اصلا کتاب نخوندم بس که سرم شلوغه. حتی تو تعطیلات آخر هفته! فکر می کنم هفته دیگه بعضی از کلاسای آموزشگاه تموم می شه و منم تقریبا راحت می شم.
برای حنابندون خانوم دریل یه پیرهن خیلی ساده دوختم. یعنی در حدی ساده بود که با خودم گفتم حتما خیاطه 20 تومن می گیره. ولی 35 تومن گرفت! واقعا زیاد گرفت! آخه اصن هیچ مدلی نداره! نه آستین، نه یقه، نه هیچی! واقعا که!
بازار بورس همچنان خسته کننده و چندش آوره. یعنی وقتی یه سهم می خری، نه تو سودی نه تو ضرر. سهم نه می ره بالا نه میاد پایین!
قبول نکردم که بیمه بشم. همونطور که تو پست قبل هم توی روزنامه دنیای اقتصاد خوندین، بیمه شدن فعلا برام زوده و یه مشکل دیگه ش اینه که مگه حقوقمون چه قده که حالا پول بیمه بدیم و مشکل بزرگتر دیگه هم اینه که این بیمه اون بیمه بازنشستگی نیست! بله!
تو ام از مهاجرین حدید بلاکفایی؟
من از مهاجرین جدید پرشین ام:-D
پرشین که هنوز پا برجاست! چرا مهاجرت کردی؟
اینجا چقدر احساس غریبی داره !
استرس دارم
:( برا منم سخته!!!!
چون سیستمش چلیده! آمارگیرش تاریخش یه روز افتاده جلو و هرروز سی و پنج نفر میشمره! یعنی از صفر شروع نمیشه از 35 شروع میشه!:-D تپ و تپ هم از دسترس خارج میشه!
حالا امیدوارم بلاگ اسکای از این شیرین زدنا نداشته باشه:-D
عه؟ گرفتاری شدیما مجبوریم بریم سایت بزنیم