پشت تلفن
خاله: ثنا جان می گن یه چیزی اومده به اسم مِستِرگرام. مثل فیس/بوکه اما از اون بهتره! آره؟
من: آره. اینستاگرامه. عکس می ذارن.
خاله: آره شنیدم مقاله های(!!!) خوبی توشه. زحمت می کشی این دفعه اومدم خونتون برام بذاری(!) ؟
من: می ذارم.
خاله: بعد یه چیز هم هست. اسمش هست ایمو(imo) اونم بی زحمت برام بذار که بتونم با مامانت حرف بزنم.
من: باشه.
خاله: پس یعنی می شه گذاشت؟
من: می شه خاله می شه.
.
.
.
خونه ما
خاله(به محض ورود) : سلام ثنا جان الهی برات بمیرم بیا این اینِستِرگرام ُ برام بذار!
من: باشه ( می رم توی اتاق و یه کاغذ بر می دارم تا مرحله به مرحله کار با اینستا و ایمو رو بنویسم تا براش سوال پیش نیاد و تلفنی ازم بپرسه)
خاله: شد؟
من: اره
خاله: خب کار باهاش چجوریه؟
من: همه رو برات نوشتم. خونه بخون.
خاله: می شه عکس گذاشت؟
من: اره
خاله: می شه هر عکسی گذاشت؟
من: اره
خاله: از هرچی می شه عکس گرفت؟
من: :(( چرا نشه؟ نه خب بگو چرا نشه؟ تو دوربینو بگیری جلوی هرچیزی و دکمه ش رو بزنی نمی شه عکس بگیری؟
خاله: وای چه قدر بد اخلاقی؟ خب من سوال می کنم می خوام یاد بگیرم دیگه!
.
.
.
امروز رفتیم پیک نیک جاتون خالی.
وای خیلی خنده دار بود
خوش باشین. حتمن خالهجان هم یک دقیقه یک جا بند نشد، مدام داشته عکس میگرفته!
رفتیم بیرون و نت نداشت وگرنه حتما میگرفت
سلام و عرض ادب
مُتخَصِص میشه این اینترنت ایرانم دُرُستِش کنی
مراقب خودتون ولبخند رو لبتون باشید.
خدا را فراموش نکنید
سلام خوبی ثنا




توی علاقمندی هات نوشتی دوربین
حالا بیام اینستاگرامت ببینم عکسهات چطورین
خب راست میگه دوست دیگه اعکس از این همه کتاب گرفتی اصلا بهت نمیاد این چیزا رو بخونی , حالا به چه دردت میخورن
کارایی میکنی ثنا آدم میمونه چی بگه
پس واسه چی جواب نظرمو ندادی
