خواهر محمد الان اومد دنبالش. محمد هنوز اماده ی رفتن نبود. مامان درو باز کرد و به خواهرش گفت بیا تو تا محمد حاضر شه. گفت نه همینجا می مونم. یعنی ده دیقه دم در موند و نیومد تو و بازم با همون نگاه مسخرش سلام علیک کرد و خیلی سرد رفتار کرد. منم زیاد حوصله ی این رفتارای سردو ندارم. دو سه روز دیگه بهشون می گم پنج شنبه صبح تو اموزشگاه بهم کلاس دادن دیگه وقت ندارم. محمد هم دیگه نمی بینم و رااااحت. خب بهم برمیخوره یه بچه ی 19ساله که هر هفته اومد خونمون و من علاوه بر تدریس، همه جوره ازش پذیرایی می کردم حالا اینجوری باهام رفتار کنه. بهتره نبینمش. اولش بخاطر محمد می خواستم این رفتارو تحمل کنم ولی دیگه حوصلم سر رفت.
محمد چه گناهی کرده؟
خواهرش بد رفتار میکنه؟
ازش بپرس چی شده
شاید دلیلی برای این رفتارش داره
یا اشتباه میکنه
اگر درست جواب نداد
اونوقت تمومش کن
محمد می تونه یه کلاس دیگه بره
وقتی حتی درست با من رفتار نمی کنه چطور بپرسم که عزیزم تو چرا تشریف نمیاری تو؟
وقتی چند بار اصرار کردم بیاد
همیشه وقتی زیاد به یکی محبت می کنم همین می شه
منظورم اینه ازش بپرس چه مرگته(البته مودبانه)
90 درصد مشکلات ارتباطی ما آدما سر حرف نزدنه
و هیچوقتم دنبال حل کردنش نیستیم
فقط صورت مسئله رو پاک میکنیم
جملات پیشنهادی:
چیزی شده؟
یه مدته حس میکنم رفتارت تغییر کرده
من کاری کردم که ناراحتت کرده
اگر چیزی شده بگو
این داستان رو حل کن نه به خاطر با ارزش بودن خواهر محمد
به خاطر حل کردن این مشکل
پرسیدم عزیزم
چیزی نگفته
من این اخلاقتو خیلی دوست دارم.
تمومش کنی به نظرم کار خوبی کردی
وقت رو نباید هدر بازی بقیه کرد
هههههه باحال بود
مرسی
به نظر منم این کار درستی هست
تنکیو