وقتی آدما حرف می زنن، علاوه بر اینکه به حرفاشون گوش می دم، توجه می کنم که از چه کلمات جدیدی استفاده می کنن و یا جمله بندیشون چطوریه. یه سری چیزای جدید از مینا یاد گرفتم که میخوام براتون بنویسم.
یکیش فعل"برنامه کردن" هست. ما قبلا می گفتیم برنامه ریزی کردن اما این یکی جدیده. مثلا میگه " برنامه کردیم رفتیم مسافرت"، "برنامه کن بیا" ، "برنامه کردن بمونن"
بعدیش فعل "شماره بازی" هست. ما قبلا می گفتیم فلانی به فلانی شماره داد. اما الان می تونیم بگیم اون دو نفر شماره بازی کردن. یعنی به هم شماره دادن.
و آخریش هم"فازشون به هم نمی خوره" هست. یعنی اون دو نفر مناسب هم نیستن. مثلا میگیم اونا از هم جدا شدن چون فازشون بهم نمی خورد.
.
.
امیدوارم فازتون به این پست بخوره و برنامه کنین که از روش بخونین.
فازم به این پست خورد و برنامه کردم و خوندمش :دی
=))
برنامه کردن به نظرم خیلی درست نیست... نمیدونم والا
فاز کسی به چیزی خوردن شنیدم اما برای برنامه که ریختن داریم . برنامه ریختم بیام . یه برنامه بریز بریم . بحث جدیه ؟ یا من جدی گرفتمش ؟
بیشتر می خوره لهجه باشه . مثلا دعوا گرفتن من شمال زیاد شنیدم به جای دعوا کردن . یا لج آوردن به جای لج کردن .
نه جزئ لهجه ی شمالی نیست
من یه روز بدون برنامه کردن اومدم تو وبت بعد فازمون به هم خورد و باهم شماره بازی کردیم
امروز بعد اینکه این متن رو خوندم حوالی ظهر بود که دختر داییم اومد خونمون...اسمش ساینا هستش و سه سالشه...مامانم مشغول پختن غذا بود و زمانی که گاز رو خاموش کرد ساینا داد زد غذا پزید....غذا پزید...
باز یاد این نوشته افتادم
من به "برنمی گرده" میگم "نمی برگرده"
من فازم به این پست خورد و برنامه کردم که شماره بازی نکنم
=)))
برای منم "خواهش دارم" جالب بود
دختره امروز هرچی ازش تعریف میکردن بجای خواهش میکنم میگفت خواهش دارم! حالا نمیدونم برای من جدیده یا چی!
فازت چیه؟ هم از من یاد بگیر اگه نشنیده بودی
به زبونای مختلفم میگن مثل وات د فاز و ماذا فاذا